حقیقت هوشمند و واقعیت جهان مجاز
جهانی که ما در آن زندگی می کنیم و از آن درک داریم ، در اصل چیزی مجازی بیش نیست . برای درک مسئله از مباحث نظری و فیزیکی استفاده می کنیم تا بهتر به این موضوع واقف گردیم .
وجود هر چیز را در عالم هستی مادی ، مانند سکه ای در نظر بگیرید که دو رو دارد «واقعیت وجودی» و «حقیقت وجودی» .
واقعیت وجودی هر چیز ، به ما نشان میدهد که آن چیز وجود دارد ، واقع شده و اتفاق افتاده و حادث شده است، چه این که از علت ،چگونگی و نحوه وقوع آن اطلاع داشته باشیم یا نه . این بخش از وجود یا قابل مشاهده است یا اثر خود را روی محیط میگذارد یا قابل ثبت و اندازه گیری است و یا چند مشخصه از مشخصات فوق را دارد.
برای مثال وجود یک تکه سنگ واقعیت دارد و آن سنگ حادث شده و واقعیت دارد،چه نحوۀ بوجود آمدن آنرا بدانیم و چه ندانیم.
بعضی چیزها را هم ممکن است نبینیم و حسی روی آن نداشته باشیم ولی واقعیت داشته باشند. برای نمونه اشعۀ مادون قرمز واقعیت دارد؛هرچند که نمیتوانیم آنرا ببینیم و یا لمس کنیم.اما قادر هستیم آنرا با تجهیزاتی اندازه بگیریم و حتی مورد بهره برداری عملی قرار دهیم.
این که آیا حقیقتا چیزی وجود خارجی دارد؟یا این که مجازی است؟ را با مثالی بررسی می کنیم .
برای نمونه،در مورد تصویر یک شی در آینه ؛ آن تصویر واقعیت وجودی دارد و در آینه واقع شده است ولی حقیقت وجودی ندارد ، زیرا نسبت به خود شی مجازی است.
پس چیزهایی می تواند در عالم هستی واقعیت داشته و واقع شده باشند،اما نسبت به خود آن چیز از حقیقت وجودی برخوردار نباشند؛ و بر عکس بعضی چیزها ازنظر ما واقعیت نداشته باشند ولی حقیقت وجودی داشته باشند،مثل اشعۀ مادون قرمز که باچشم ما دیده نمی شود و برای ما واقعیت ندارد ولی با ابزارهایی قابل تشخیص است و نسبت به چشم ما دارای حقیقت وجودی است و یا هاله های پیرامون انسان که با چشم معمولی دیده نمی شوند و از نظر انسان واقعیت نداشته و سال ها تصور می شده است که این صحبت ها خرافه ای بیش نیستند ولی با عکس برداری کرلیان قابل مشاهده شدند ؛ پس با وجودی که این هاله ها قابل رویت نیستند ولی حقیقت وجودی دارند.
لذا حقیقت وجودی ،چگونگی وکیفیت وجودی هر پدیده و هر موضوعی را مورد بررسی قرار می دهد.
جهان مجازی
فرض کنید تیغه ای فلزی به شکل یک مستطیل داریم و توسط یک خط یا محور این مستطیل را به دو قسمت تقسیم کرده و می تواند حول محور وسط آن بچرخد.
حال اگر سوال کنیم که این تیغه در حالت ثابت و بدون چرخش , واقعیت وجودی دارد یا خیر؟
جواب این سوال مثبت است ،زیرا این تیغه حادث شده و واقعیت دارد.
حال اگر این تیغه را حول محور آن با سرعت به چرخش در آوریم ،آن چه را مشاهده می کنیم ،استوانه ای است که قطر قاعده ی آن قطر تیغه و ارتفاع آن ،ضخامت تیغه خواهد بود .
اکنون اگر سوال شود که آیا این استوانه واقعیت دارد؟
جواب به این پرسش نیز مثبت خواهد بود،زیرا این استوانه حادث شده و به وجود آمده است ؛ بنابراین واقعیت دارد و اگر سوال شود:
که آیا این استوانه، حقیقت نیز دارد؟
جواب به این پرسش منفی خواهد بود،زیرا چنین استوانه ای وجود خارجی نداشته و هر زمان که تیغه را از حرکت باز داریم استوانه مورد بحث ناپدید می شود .
بنابراین استوانه یک حجم مجازی و ناشی از حرکت تیغه است،لذا درست است که این استوانه واقعیت دارد ،ولی فاقد حقیقت وجودی است.
به دنبال این مشاهده وبررسی آن ،به طرح سوالات دیگری می پردازیم.
آیا جهان پیرامون ما واقعیت وجودی دارد؟
جواب به این پرسش بی گمان مثبت است،زیرا ما وجود داریم و می توانیم جهان هستی را مشاهده کنیم.
آیا جهان پیرامون ما ،حقیقت وجودی نیز دارد؟
برای پاسخ به این پرسش ،به بررسی اجمالی و سریعی از ساختار جهان پیرامون خود ،در حدی که تا کنون قابل مشاهده و بررسی بوده است ،می پردازیم.
می دانیم که جهان پیرامون ما از ماده و انرژی شکل گرفته است(در اصل فقط از انرژی )
در ابتدا بخش ماده را که شامل اجرام سماوی است زیر نظر گرفته و ساختمان آن ها را مورد مطالعه قرار می دهیم . این اجرام از مولکول ها و مولکولها نیز از اتم ها تشکیل شده اند و اتم ها نیز به نوبه خود از ذرات بنیادی و ضد ذرات آن ها شکل گرفته اند.این سیر تا منهای بی نهایت در دل اتم ادامه دارد به طوری که ابتدایی برای آن نمی توان یافت ، همان گونه که انتهائی نیز ندارد.
به قول شاه نعمت الله ولی:
در محیطی بیکران افتاده ایم
نیست ما را ابتدا و انتها
اکنون به مطالعۀ یک اتم به عنوان آجری از ساختمان خلقت می پردازیم و برای بررسی دقیق تر ،آن را به اندازۀ یک زمین فوتبال در نظر می گیریم.
در این صورت این اتم ،هسته ای به اندازه یک توپ فوتبال خواهد داشت . اگر از فاصله ای دورتر به آن نگاه کنیم ،کره عظیمی را می بینیم به اندازۀ زمین فوتبال که در وسط آن یک توپ فوتبال است.اینک به طرح سوالی می پردازیم.
حجم و شکل این کرۀ عظیم از کجا ناشی شده است؟در جواب باید بگوییم که این حجم بر اثر حرکت اکترون ها ایجاد شده است که به آن «ابر الکترونی» گفته می شود.
آیا وجود این کره عظیم واقعیت وجودی دارد؟
جواب صددرصد مثبت است.زیرا این کره حادث شده و واقعیت دارد.
ولی آیا حقیقت وجودی نیز دارد؟
اگر در یک لحظه حرکت الکترون ها متوقف شود ،این حجم که ناشی از حرکت الکترون هاست , ناپدید شده و از مقابل چشمان ما محو می شود و تنها هستۀ آن که به اندازه یک توپ فوتبال است ، باقی می ماند.
پس نتیجه می گیریم که این حجم وجود خارجی نداشته و ناشی از حرکت بوده و در نتیجه مجازی است .
حال با همین شیوه ، هستۀ اتم را بررسی می کنیم.
می دانیم که هستۀ اتم از پروتون و نوترون تشکیل شده است .
پروتون به دور محور خود چرخش کرده و نوترون نیز با سرعت بسیار زیادی درجهت عکس حرکت پروتون ، هم به دورخود چرخیده و هم به دور پروتون می چرخد. چرخش نوترون به دور پروتون ، دیسکی را پدید آورده و حجمی مجازی را ایجاد می کند.
حال در صورتی که حرکت پروتون و نوترون متوقف شود،این حجم نیز ناپدید می شودو از آن فقط ذرات بنیادی به جا خواهد ماند که حجمی به مراتب کم تر از حجم قبلی دارد و اگر به همین منوال به داخل ذرات هسته نفوذ کرده و حرکات آن ها را در سطوح مختلف متوقف کنیم ، می بینیم که حجم های حادث شده توسط آن ها ،یکی پس از دیگری محو می شود و اثری از آنها باقی نمی ماند.
با این حساب به این موضوع پی می بریم که مجموعه ای از بی نهایت حرکات بنیادی ، هستۀ اتم را شکل داده است و پس از آن ،از اتم ها مولکول ها نیز بخش مادی شکل گرفته است و با این توصیف می توان گفت:
از نگاهی دیگر نیز می توان به این نتیجه رسید . بدین گونه که در فیزیک مدرن , ماده موج متراکم است و موج نیز خود حرکت تلقی می شود. پس همۀ جهان هستی مادی ، چه از بعد ماده نگاه شود و چه از بعد انرژی ،از موج ساخته شده و همان گونه که اشاره شد ، موج نیز از «حرکت» به وجود آمده است.
باشرح مختصر و ساده ای که گذشت اینک می توان به پرسش طرح شدۀ قبلی، گفت با توجه به این که جهان هستی مادی از حرکت آفریده شده است,پس جلوه های گوناگون آن نیز ناشی از حرکت بوده و نظر به این که هر جلوه ای که ناشی از حرکت باشد مجازی است ؛ در نتیجه جهان هستی مادی نیز مجازی بوده و حقیقت وجودی ندارد .
به دنبال پی بردن به این موضوع که جهان هستی مادی از حرکت به وجود آمده است،سوال دیگری را مطرح می کنیم:
چه عاملی به بی نهایت حرکت موجود در جهان هستی جهت داده است .
به گونه ای که از میان این همه حرکت سیستمی و کاملا سامان دار و هدفمند ، تجلی پیدا کرده است؟
در پاسخ باید گفت: تنها چیزی که می تواند به بی نهایت حرکت موجود جهتی هدفمند داده باشد ، وجود عاملی هوشمند است که قادر است تشخیص دهد هر حرکتی در چه جهتی و به چه صورتی باید انجام شود تا نتیجۀ نهایی آن بتواند سیستمی هماهنگ ،هدفمند و گویا باشد .
بنابر این ماده و انرژی و یا به عبارت دیگر ساختار جهان هستی ،از هوشمندی و یا شعور یا آگاهی به وجود آمده است .
پس در اصل:
ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم با شما نامحرمان ما خامشیم
(مولانا)
فاش تسبیح جمادات آیدت وسوسه تاویل ها نر بایدت
(مولانا)
باد و خاک و آب و آتش ،بنده اند بامن و تو مرده با حق زنده اند
(مولانا)
اصل :
همۀ انسان ها می توانند در هوشمندی و شعور حاکم بر جهان هستی به توافق و اشتراک نظر رسیده پس از آزمایش و اثبات آن به صاحب این هوشمندی که خداوند است پی برده تا این موضوع نقطۀ مشترک فکری بین همۀ انسان ها شده و قدرت و تحکیم پیدا کند . بنابراین عامل مشترک و زیر بنای فکری بین انسان ها ،شعور حاکم بر جهان هستی و یا شعور الهی است .
اصل:
جهان هستی مادی از حرکت آفریده شده است . از این رو جلوه های گوناگون آن نیز ناشی از حرکت بوده و چون هر جلوه ای که ناشی از حرکت باشد مجازی است،در نتیجه جهان هستی مادی نیز مجازی است و هر حرکتی نیز نیاز به محرک و عامل جهت دهنده دارد . این عامل ،آگاهی و یا هوشمندی حاکم بر جهان هستی است که آن را « شعور کیهانی » می نامیم .
بنابراین ،جهان هستی تصویری مجازی از حقیقت دیگری بوده و در اصل از آگاهی آفریده شده است .
نطر به این که هوشمندی حاکم بر جهان هستی ،می بایستی خود از جایی ایجاد شده و در اختیار منبعی باشد ، این منبع را صاحب این هوشمندی دانسته ،«خدا» می نامیم .
برگزیده از کتاب انسان از منظر دیگر - دکتر طاهری
اصل مرجع کتاب - جهان تک ساختاری